#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_111

یه چشممو به زور باز کردم
یه جفت چشم طوسی نزدیکم بود بی خیال چشممو دوباره بستم ولی مخم شروع به تجزیه کردن صاحب اون چشما شد که نتیجه ی این سرچ رسید به اسم امیر
سریع همون چشممو باز کردم و بازم همون چشما ولی خندون...چشمام رفت پایین تر ...بینی ....صورت...لبهاش...خودش بود
لبهاشم میخندید
ایول برای اولین بار بود تو برخورد با من داشت میخندید
نکنه توهم زدم ؟؟؟
داشتم به این نتیجه میرسیدم که توهم زدم که صداش منو یه متر پروند
امیر-نمیخواید از خواب نازتون بیدار شید؟؟؟
از جام پریدم که....واااااای
پریدنم همانا و پیشونیه من با دماغ امیر یکی شدن همانا
پیشونیه من که زیاد چیزیش نشد اما دماغ امیر پر خون شد
دستشو گرفت جلوی بینیش و سریع دوید بیرون
عذاب وجدان شدیدی گرفتم و دنبالش رفتم تو دستشویی
هیچ کس تو راهروها یا دستشویی نبود خداروشکر
نگران رفتم سمتش که داشت بینیشو میشست
-چی شد؟؟؟خوبی؟؟؟
هنوز در حال شستن بود

romangram.com | @romangram_com