#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_102
پسر-شما اسمتون چیه؟؟؟
تعجب کردم و با ابروهای بالا رفته گفتم
-نیلوفر....نیلوفر میری
پسر لبخندی زد و نگاهشو به لیوان دستش داد...
نگاه متعجبمو ازش برداشتم و امیر رو عصبی دیدم ....به بقیه نگاه که کردم دیدم با یه حالتی دارن نگام میکنن...
با ابروهای بالارفته نگاشون کردم که رفته رفته همه برگشتن سر موضع خودشون....
ولی این وسط فهمیدم سنگینیه نگاهی که حس میکردم همون پسره است.... دفعه های قبل سریع نگاهشو میدزدید که نفهمم نگاهشو ولی از اون سوال به بعد دیگه علنی نگاه میکرد...
همیشه از نگاه خیره ی کسی عصبی میشدم مخصوصا که طرف پسر باشه....
داشتیم سر شوخیه ارسلان میخندیدیم که یه دفعه با حرف پسره چاییم پرید تو گلوم.....
پسر-شما رشته تحصیلی تون چی بوده؟؟؟
انگار اصلا تو جمع نتبود ..آخه حرفای جدی و سوالاشو بین شوخیه بچه ها عنوان میکرد....
سرفم که قطع شد گفتم
-پرستاری
پسر- خوشبختم.....
دیدم جو سنگینه برای خالی نبودن عریضه گفتم
-شما رشتتون چی بوده؟؟
پسر لبخندی زد-از قرار معلوم همکاریم....
romangram.com | @romangram_com