#محاق_پارت_395
سرش را تکان داد:
ـ نه!
#پارت_118
#پارت_صد_و_هجده
دستم را به دیوار گرفتم و دوباره مانع رفتنش شدم:
ـ گوشیت رو بده!
سرش را عقب کشید و با اخم های درهم نگاهم کرد:
ـ برو دیرت میشه.
دستم را طلبکارانه جلویش تکان دادم:
romangram.com | @romangram_com