#محاق_پارت_266

قرار بود بمانیم و ماندیم؛ اما این روزها همه چیز وضعش خراب است. وضع من و بودن مردی به اسم خشایار خراب است!

وضع همایون و قلبی که دیگر نمی زد!

از میثمی که شدیدا ساکت شده بود و این سکوتش چیزی به اسم غم نام داشت.

نیلوفر را هیچ کجای دلم جا نمی دهم؛ برود غازش را بچراند. چه قدر جِز بزنم، چه قدر دورش بگردم و ته ته اش من بمانم بی او...

این زمستان تمام شود تا کمی آرام گیرم، کمی بخوابم و کمی به ارکیده فکر کنم.

صدای قار قار کلاغ نشسته بر سیم کوچه، نحسی داشت. انگار که دیگر ما مثل قبل نشدیم. مثل؛ عشق نشدیم، مثل؛ هیچ شدیم!

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

#گپ_نقد

#نقد

سلام عزیزان:)

دوستان جدید خوش تشریف اوردید.

عزیزان گپ نقد سر بزنید لطفا😎❤️

از زهرا جان ارجمند هم ممنونم که کمک هرچند کوچکی به بنده کردند.


romangram.com | @romangram_com