#می_گل(جلد_دوم)_پارت_286

کردی؟؟؟دستت درد نکنه....شهروز تو حامی بودی...اما یه حامی غد و مغرور!!!من اشتباه کردم..اما تو هم اشتباه
کردی..نمیزارم هر بار به گذشته فکر میکنی من بشم ادم بده و تو بشی ادم خوبه....چرا وقتی تو باغ می گل فهمیدی
پشیمونم باز کنار کشیدی؟؟میدونستی که بین من و اراد چیزی نبوده؟؟؟نخواستی غرورت جریحه دار
بشه؟؟؟نشد؟؟آفرین...تو مرد موندی...من شدم نامرد!!!اما اینها فقط از نظر توهه..تو هم بد کردی!!با اینکه قیافه
شهرو نشونی از دلخوری نداشت اما می گل ادامه داد!-این حرفها اذیتت میکنه؟اشکال نداره..این خونه هم من و آزار
میده...شرط گذاشتی؟؟؟باید قبول کنم؟؟باشه..قبوله..اما منم شرط دارم...از این به بعد بعد از هر باری که میای
استودیو..و با دست به خونه اشاره کرد!!منم میام همه ی این حرفها رو برات تکرار میکنم!!!ادم تاوان اشتباهش رو
چند بار باید بده...دیگه هم حق نداری به من زیادی نزدیک بشی...اینطوری منم روانی میکنی....از سنگ که نیستم
هی من و به سمت خودت میکشی بعد بلند میشی میای اینجا با هر کس و ناکسی میخوابی...در ضمن..یه بر...فقط 1
بار یکیشون و ببینم هر چی از دهنم در بیاد میگم..اگر خاطره تونست آرمان و با زن دیگه ای شریک بشه منم
میتونم...گفتم بعد دلخور نشی.به سمت در رفت اما صدای شهروز وسوسه اش کرد ببینه چی میخواد بگه!-می 5 1
گل....-بدون اینکه بگرده گفت-بله؟-صبر نمیکنی برقهارو خاموش کنم منم بیام بالا؟-نه!!!با تنهاییت تنهات
میزارم....-مطمئنی؟-اگر میخوای بیای بالا شرط داره!!!سکوت شهروز وادارش گرد برگرده تا شهروز رو
ببینه!!شهروز پکی به سیگاری که تازه روشن کرده بود زد و با سر اشاره کرد که بگو!!-اگر اومدی بالا دیگه حق
نداری حتی برای برداشتن چیزی برگردی پایین!!!این خونه رو به کل فراموش میکنی!!بعد با عصبانیت به سمت
شهروز رفت سیگارش رو از روی لبش برداشت و پرت کرد و با صدای بلند تری گفت:این کوفتی رو هم
نمیکشی...خسته ام کردی..همش سیگار گوشه لبته!!!-باشه!!!آرامش شهروز چشمهای می گل رو گرد کرد!!!شهروز-

romangram.com | @romangram_com