#می_گل(جلد_دوم)_پارت_285

بهم بخندی...فکر کردی کی هستی که مجازات میکنی؟؟؟چرا اذیتهای ناخواسته من و اینطوری جواب
میدی؟؟میدونی چیه؟؟من شرط رو قبول ندارم...خواست بگه بریم طلاق بگیریم..اما دید اینطوری میدون خالی
کردنه..پس حرفش رو سریع عوض کرد!!!-اگر یه بار دیگه برگردی تو این سوییت لعنتی میرم ازت شکایت
میکنم!!-به چه جرمی!!!؟؟-به جرم خیانت..به جرم دیوانگی..تو روانیی..میفهمی...تو داری من و آزار میدی!!!چته
شهروز؟؟؟تو از زندگی چی میخوای؟؟؟میدونی چیه؟؟؟تو مشکل روانی داری....تو ادم هرزه ای هستی..چون اگر نیاز
جنسی بود تو زن داری...پس مشکلت اینه که به یه نفر قانع نیستی!!!آرامش و نگاه خیره شهروز رشته کلام رو از می
گل گرفت!!!می گل توقع داشت با این حرفها شهروز از کوره در بره!!!-چرا نگام میکنی؟-من هرزه نیستم...زن
دارم..اما انگار ندارم...اینم مهم نیست...من نیاز جنسیم اینقدر مهم نیست که به خاطرش خیانت کنم!!!-پس اسم این
کار رو چی میزاری؟؟؟-تنهایی!!!وقتی میدونم الان میرم تو خونه باید با فا صله ی چند تا در از زنم جدا بخوابم..نه به
خاطر مسئله جنسیشها!!!به خاطر تنهاییش به خاطر نیاز عاطفیش...اونوقت ترجیح میدم این فاصله رو بیشتر کنم تا
دلم نسوزه!!!بی خود اینجا دنبال کسی نگرد!!!اون چیزی که من باهاش خلوت میکنم تنهایی...اونم دیدنی نیست...تا
آخر عمرتم بگردی نمیزارم حسش کنی!!!-اما با این کارت دارم حسش میکنم!!!!شهروز من اشتباه
کردم...خیلی..خیلی زیاد...اما تو هم اشتباه کردی و داری میکنی!!!من بچه بودم...من بچگی کردم..تو چی؟؟تو چرا
مردونگی نکردی؟؟؟من راهنما نداشتمراست میگی تو هم نداشتی...اما تو دنیا دیده بودی....نبودی؟؟؟با تجربه بودی
نبودی؟؟من لجبازی کردم..کار بدی کردم؟؟؟تو چرا تکرار کردی؟؟وقتی میگفتی نمیخواد دیگه دانشگاه بری
احساس میکردم باید بمیرم..تو میدونیستی من درسم برام چقدر مهم بود....اون موقع نمیتونستم بفهمم داری اذیتم
میکن...با وجود وزوزای لیلی نمیتونستم...نمیتونستی برام توضح بدی منظورت چیه؟؟؟با من مثل امثال ترگل رفتار

romangram.com | @romangram_com