#می_گل(جلد_دوم)_پارت_269
متنفره و فقط برای اینکه بهش ثابت کنه که زنها فقط به درد لذت جنسی میخورن باهاش نخوابیده!!! 0ماه از تختش
فراری نبوده...اگرم بوده اگرم شکنجه شده...چه جنسی و چه روحی 1شب بوده..نه 0شب بوده...اون هم پولش رو
گرفته..یعنی برای پولش تحمل کرده....اما من چی؟؟من برای چی تحمل کردم؟؟؟هیچی...هیچ امیدی نداشتم....تنها 4 2
امیدم مرگم بود...که زیر کتکهای فرداش بمیرم راحت بشم....منم اگر مثل آذر و کیانا و ترگل پیش یکی مثل تو
میخوابیدم که دائم ناز و نوازشم میکرد ترسی نداشتم.....آره من دختر 16ساله نیستم....اما بااین سنم..باوجود 1بچه
با وجود 1ازدواج ...نه..ببخشید 0تا ازدواج هنوز نمیدونم لذت جنسی یعنی چی!!!اون شبی که خدا شهریار و بهمون
داد اینقدر مست بودم هیچی یادم نیست..بعدشم که....چیه؟؟چرا اینجوری نگام میکنی؟؟؟تا حالا هیچ کودوم از اون
زنها برات از این اعترافها نکرده بود!!!؟؟؟تا حالا ادم بدبخت ندیدی نه؟؟؟حالا ببین....ببین دیگه.... شهروز به سمت
می گل که هق هق میکرد و عقب عقب میرفت و داد میزد رفت...می گل باز هم عقب عقب رفت-نیا...جلو نیا....دلم
ترحم نمیخواد...اونم از مردی که دائم تحقیرم میکنه...دلم نمیخواد به خاطر بدبختیم بهم محبت کنی....من دختر 16
ساله ی باکره نیستم..اما میترسم..از تو..از آراد..از هر مردی که بخواد بهم نزدیک بشه!!!حق داشتی اون شرط رو
بزاری....منم قبول کردم چون خودم و میشناختم..برو حالش رو ببر....برو با همونها بخواب....تو عشق و فقط تو این
مورد میدونی..پس برو عاشقی کن!!! شهروز چند قدم بلند تر برداشت -باشه می گل..خیلی خب..آروم باش -دست
بهم نزن..گفتم نمیخوام بهم ترحم کنی!! -ترحم چیه؟؟؟بیا بغلم ببینم داری میلرزی!! نمیام..بغل تو جای من
نیست..جای یکیه که نیازهات رو جواب بده!! بعد از این حرف برگشت و به موازات دریا دوید...حتی خودشم
نمیدونست کجا..اما پاهای بلند و قدمهای سریع و مردونه شهروز اجازه زیاد دور شدن و بهش نداد! شهروز از پشت
بغلش کرد!! -ولم کن!!! اما شهروز بدون هیچ حرفی فقط می گل رو تو بغلش فشرد -من تحقیرت نکردم عزیزم!! -
romangram.com | @romangram_com