#می_گل(جلد_دوم)_پارت_230

می گل متعجب و حق به جانب گفت:پس چرا نگفتی!
-اگر برات مهم بود میپرسیدی!
-چرا فکر میکنی مهم نیست؟؟حالا چی شد؟
-تو کیفمه!!!
یعنی بلند شو خودت نگاه کن!!!
می گل بلند شد و به سمت کیف شهروز رفت!
-در کیفم و باز نکن!!!
-پس چرا میگی تو کیفمه؟
-چون تو کیفمه!
می گل کیف شهروز رو از توی کمد جاکفشی جلوی در, اورد و گرفت جلوش!
-برو کنار دارم فیلم میبینم!
-آزمایش رو بده
-میخوایش چیکار؟
-ببینم
-مگه ازش سر در میاری؟؟؟
-میخوام ببینم ایدز داری یا نه!!
لحنش شوخ بود..لبخند غیر قابل کنترلش هم همین و میگفت!

romangram.com | @romangram_com