#می_گل(جلد_دوم)_پارت_209
آراد وصل کردی؟ -چمیدونستم خر میشی زنش بشی....من گفتم با هم دوست باشید..همین..برای اینکه ذات شهروز
و بشناسی...!! -تو من و بیچاره کردی با این کارت.. -به من چه..هر کس مسئول زندگی خودشه...بیخود مشکلاتت
رو به من وصل نکن!!! بعد از اون روز حسابی می گل و لیلی با هم سر سنگین بودن و بعد از چند روز تو یه روز گرم
تابستون لیلی اومده بود و در کمال ناباوری از طرف می گل گفته بود انتقالی گرفته و میخواد بره شهرشون و باید
خونه رو پس بده -پس من چی؟ -من مسئول تو نیستم..برای تو نیومده بودم که به خاطر تو بمونم!!! -من جایی ندارم
برم -برو پیش آراد. -آراد؟؟؟ -آره..با سر قبولت میکنه!!! *میرم پیش شهروز....یه تار موش میارزه به صد تا آراد!!
با این تصمیم با شهروز تماس گرفت اما نه مبایلش و نه خونه جواب نداد...با ارمان تماس گرفت و با جواب ارمان
دنیا براش پوچ شد -شهروز رفته امریکا!! -با شهریار؟ -اره -کی بر میگرده؟؟ آرمان من من کرد...راستش
نمیدونم... -مگه مثل همیشه 1ماهه نرفته؟ -نه..اینبار فکر میکنم بیشتر میمونه...کارش داری بگم باهات تماس
بگیره!!! -بیشتر یعنی چقدر؟ -نمیدونم..شاید یکی دو سال. و این یعنی شهروز قید می گل رو زده...پس می گل
فراموش شده بود....-قبل از اینکه بغضش بترکه خداحافظی گفت و گوشی رو گذاشت!*من و فراموش کرد..دیگه نا
امید شد....حقته می گل...حقته....هر چی سرت بیاد حقته..بی خیالش بشو..تموم شد..براش مردی....بزار
بمیری...کاش تو واقعیت بمیری....حالا برو بشو عشق آراد..تو لیاقت عشق شهروز رو نداشتی ..حالا درس 1 1
خوندی؟؟..مهندس شدی؟؟؟برو بشو زن اراد...برو با کسی که هیچ حسی بهش نداری زندگی کن!!! و همین شد که
می گل برای اینکه مزاحم زندگی شهروز نشه به اراد برخلاف میلش پناه برد....تلاشش برای گرفتن خوابگاه بی
نتیجه موند......اراد با دیدن ناراحتی می گل سرکار پاپیچش شده بود چی شده و از طریق لیلی متوجه شده بود جریان
چیه و وقتی لیلی حرفی که زده بود عملی کرد می گل رو پیش خانواده اش برد و می گل دیگه مجبور بود باهاش
romangram.com | @romangram_com