#می_گل(جلد_دوم)_پارت_182
بود تا از پنجره پاسیو صدا رو بشنویم..گذاشتیم به حساب خستگی و اختلافات خانوادگی بین دو تا خانواده...اما این
بحثها ادامه داشت...و گاهی صدا اینقدر بلند بود که میشد تحقیر و توهینهارو شنید وکیل آراد بلند شد و
گفت:اعتراض دارم... اما قاضی با یه کلمه وارد نیست از همسایه می گل خواست تا ادامه بده! قاضی:منظورتون از
توهین چیه؟ -این اقا هر بار تو مکالمه هاشون شنیده میشد به خانومشون تهمت میزنن که با کسی رابطه
دارن...میگفت تو خائنی...و یه سری الفاظی که نمیشه بیان کرد! نگاه خیره قاضی یعنی ادامه بده -یکی دو هفته بعد
کم کم بحثها به کتک کاری میرسید....تا اینکه من طاقت نیاوردم و یه روز رفتم در خونشون..هر چی در زدم باز
نکردن..کسی هم جواب نداد..اما میدونستم خونه ان....یکی دو روز همینطور گذشت تا اینکه از پنجره می گل جون
رو صدا زدم!!!باز هم جواب نداد..تا بالاخره بعد از یه هفته که کم کم داشتم نگران میشدم بالاخره یه بار که رفتم دم
در می گل جواب داد....و گفت که هیچ راه ارتباطی به بیرون نداره...حتی ایفون هم قطعه...گفتم شماره بده به مامان
بابات بگم که گفت کسی رو ندارم....گفتم حد اقل جواب من و بده..من نگرانتم....از لحن صحبتش قشنگ معلوم بود 6
هیچ امیدی نداره...خودشم یه بار گفت فقط نفس میکشم همین!!! با مطرح کردن این خاطرات می گل تمام این 0ماه
از نظرش گذشت. کتک زدنها..تحقیرها..توهین ها..تهمت ها....اینکه آراد همون شب اول به جای اینکه یه شب
رویایی رو رقم بزنه با تمسخر بعد از اینکه یکطرفه رابطه ی جنسی برقرار کرده بود گفته بود.فکر کردی کی هستی
که نتونم عقدت کنم؟؟؟فکر کردی دوستت داشتم؟..اگر اینطوری فکر کردی اشتباه کردی....بعد از اینکه رفتم
آلمان مامان راضیم کرد دختر خاله ام و بگیرم..منم که ازت نا امید شده بودم قبول کردم..دختر خالم و عقد کردم اما
پاش که رسید به المان و اقامتش رو گرفت جدا شد...گفت فکر کردی با وجود علاقه ای که به می گل داری باهات
میمونم؟؟؟گفت اون دختره ی بی کس و کار باهت نموند توقع داری من باهات بمونم...؟؟؟گفت یه دختر خیابونی
romangram.com | @romangram_com