#می_گل(جلد_اول)_پارت_769


-اوکي.

جواب ازمايش شهروز 1 ماه بعد آماده ميشد 1ماهي که تقريبا 3 هفته اش گذشته بود...

-مي گل...مي گل!!!

مي گل که سرش و روي ميز گذاشته بود و خوابيده بود با تکونهاي ليلي بيدار شد

-چته؟؟؟

-من چمه يا تو چته؟؟مثل معتادها 2 ساعته خوابيدي...استاد چشمهاش در اومد اينقدر نگات کرد.

-اصلا 2 ساعت شده اومديم سر کلاس؟

-بحث نکن...

استاد:خانوم ضياي!!!تا الان که خواب بوديد حالا هم که بيدار شديد حرف ميزنيد؟؟

-ببخشيد استاد!!!

بعد از کلاس ليلي گفت:تو چته؟؟؟همش داري چرت ميزني.

-نميدونم 2-3 روزه خيلي بي حالم...اصلا حوصله ندارم..من که عاشق دانشگاه بودم صبحها به بدبختي بيدار ميشم!!!


romangram.com | @romangram_com