#می_گل(جلد_اول)_پارت_768

-دلم خنک شد کتک خوردي؟؟؟

-خيلي بدي مهدي...من برم کاري نداري؟؟

-نه عزيزم..مرسي اومدي و مرسي که زنگ زدي...

-وظيفه ام بود قبل از اينکه برم خبرتون ميکنم يه دور هم و ببينيم.

-اوکي باي

-باي!!

بعد از سما گلاره زنگ زد و تقريبا همين ديالوگ ها رد و بدل شد!!!

هفته جديد هفته ي پر از هيجاني بود..دانشگاه مي گل شروع شده بود و شهروز قرار بود دکتر بره...که البته با هم رفتن...دکتر هم مثل همه گفت بايد دوباره از بده و اگر جواب مثبت بود شروع کنه به دارو خوردن!!

و البته اتفاق ديگه هم افتاد..شهروز از آرمان خواست تا دنبال کارهاي اجازه قانوني عقد بره

-شهروز اولا خودش بايد بياد وکالت بده...بعدم مگه قرار شد ازدواج کنيد هنوز آزمايش نداده؟

-بالاخره چي؟؟؟اين اجازه نامه رو ميخواد يا نه؟



-خب تو وکليش بشو بگير...

romangram.com | @romangram_com