#می_گل(جلد_اول)_پارت_767
-خوابي؟؟؟؟منم بودم ميخوابيدم..تا کي بود مهموني؟؟؟
-نميدونم....يادم نيست.
-کلک ديگه دانشگاه قبول ميشي با اين رتبه خوب به ما نميگي؟؟
-گذاشته بودم شهروز بگه ديگه!!!
-يعني از مهموني خبر داشتي؟؟
-نه بابا..من روحمم خبر نداشت...اما بهتون زنگ ميزدم..اصلا مگه تو نرفته بودي خارجستان؟
-چرا...اومده بوديم ايران تعطيلات..که شانسي به مهموني تو هم رسيديم.
-کي دعوتتون کرد...؟
-آقاي محترمتون!!!
از شنيدن اين لفظ خنده اش گرفت
-گمشو..ميگي آقاتون يه جوري ميشم!
-من بايد برم به هر حال زنگ زدم هم پيشاپيش ازدواجتون و تبريک بگم..هم قبولي دانشگاهت و هم کادوي بي نظيرت و...بابا ادم شوهرم ميکنه اين مدلي بکنه کادو.. يه زمين...آخ....
romangram.com | @romangram_com