#می_گل(جلد_اول)_پارت_539
اخمهاش نا خودآگاه تو هم رفت....
خاطره:خوب بود؟خوش گذشت؟
شهروز دهنه اسب و گرفت و گفت:به من که خيلي خوش گذشت!!خانوم و نميدونم!!!
خاطره:همچين ميگي خانوم انگار چند سالشه....؟؟
romangram.com | @romangram_com