#می_گل(جلد_اول)_پارت_445
-هر سال ميرم ديگه!!!
-ولي تو تابستون ميرفتي!!!
-اينبار زودتر ميرم.....تو اين مدت تو هم درس بخون....اگر باشم نميتونم بزارم درس بخوني....ميشناسيم که!!!
بعد لبخند تلخي رو قيافه جدي شده اش نشوند!!!
-يعني از فردا تنهام؟؟؟
-بغض نکن....من دارم ميرم تو درس بخوني...بايد رتبه 1 بياري!
مي گل غش غش خنديد
-رتبه 1؟؟؟من رتبه زير 4 هزار بيارم کلاهم و ميندازم بالا!!!
-4 هزار؟؟؟بالاي 1000 بياري شوتت ميکنم تو خيابون.
وقتي سکوت مي گل و ديد برگشت...با ترس داشت نگاهش ميکرد....
خنديد...اون هم بلند بلند....شوخي کردم....کي دلش مياد خانوم خوشگلي مثل تورو از خونه بندازه بيرون؟؟؟
-اما من ناراحت شدم...
romangram.com | @romangram_com