#می_گل(جلد_اول)_پارت_446
-من قربون ناراحتيد!!!اما من شرط ميبندم تو رتبه ات زير 1000 ميشه!!!
-عمرا....با اين درس خوندن من؟؟؟
-بابا تو توي مسافرتم که همش درس خوندي...اين يلداي بيچاره يه سره يا اويزون آرمان بود يا به گوشيش ور ميرفت...
با ياد اوري يلدا و کارايي که ميکرد چندشش شد...صورتش و کمي جمع کرد و بعد گفت:نه..اين کافي نيست...من بايد همش درس بخونم...
-اينطوري که خل ميشي....يه کم استراحتم لازمه!!!
-نه....من اونجوري که دلم ميخواست درس نخوندم...!!
-بيا شرط ببنديم !
-که چي؟؟؟
-که تو رتبه ات زير 1000 ميشه!!
-نميشه...
دستش و اورد جلو و گفت:شرط ببند!!!
مي گل دستش و تو دست شهروز گذاشت و گفت شرط ميبندم..زير 1000 نميشه!!!
-سر چي؟؟؟
romangram.com | @romangram_com