#می_گل(جلد_اول)_پارت_277
-اي واي....
-ر اه ديگه کجاس؟
-ديگه راه نداري آقا....بيايد خونه ما....
-نه بابا...يعني هيچ راه ديگه اي نيست؟
-نه آقا....شما برگرديد...
-خيلي خب..
گوشي و گذاشت و در جواب مي گل که پرسيد باز چي شده؟گفت:کندن....نميشه رد شد..
-حالا چيکار ميکنيم؟
-نميدونم مي گل اينقدر سوال نپرس !
به باغ رسيدن احمد باز دم در بود...شيشه رو کشيد پايين و گفت:هيچ راهي نيست؟؟
-نه آقا....به خدا خونه ما تميز...
romangram.com | @romangram_com