#می_گل(جلد_اول)_پارت_264

-شهروز از دستم ناراحتي؟

-نه!!!

مي گل بعد از اين جواب کوتاه کمي سکوت کرد اما طاقت نياورد دوباره گفت:پس چرا اينطوري شدي؟

-چطوري شدم؟

-رفتارت ميگه ازم ناراحتي...اون يکي از هم کلاسيهام بود!

شهروز برگشت نگاه شماتت باري به مي گل کرد و گفت:من از تو توضيح نخواستم.

-اما من توضيح ميدم چون دوست ندارم سوء تفاهم بشه!

-تو مگه آموزشگاهتون مختلطه؟

-اوهوم.

شهروز باز با عصبانيت نگاهش کرد.

-چرا بهم نگفته بودي؟

-الان گفتم ديگه!!!

-الان؟؟؟ميزاشتي وقتي دانشگاه قبول شدي ميگفتي!

romangram.com | @romangram_com