#می_گل(جلد_اول)_پارت_255


-فکر کنم شهروز رفت با علي دعوا کنه!

-چرا؟؟؟؟چي شده باز؟؟؟

-هيچي...فقط من براش تعريف کردم اونشب رفتم خونه علي چي شد!

-مگه چي شد؟؟؟؟

اما منتظر جواب نموند و گفت:الان باهاش تماس ميگيرم.

.

-قبل از اينکه شهروز شماره علي و بگيره مبايلش زنگ خورد اينبار شماره ارمان بود...اون رو هم رد کرد و شماره علي و گرفت

-hello..how are you?

-لودگي بسه عوضي بيا پايين کارت دارم.

-چته؟؟؟نيکي ...

-خفه شو...ميگم بيا پايين!!!

علي گوشي قطع کرد از اتاقش امد بيرون و به منشي گفت:ميرم پايين زود بر ميگردم...


romangram.com | @romangram_com