#می_گل(جلد_اول)_پارت_235


-از خواب بيدارت کردم؟؟؟

-ادم تو خواب خواب ميبينه ديگه....چيزي شده گلم؟

-حالا بخواب...بعدا...

-بگو ديگه....حالا که زنگ زدي...چي بهتر از صداي تو که از خواب بيدارم کنه؟

-داشتم پيانو تمرين ميکردم يه جاش و نميتونم بزنم...خواستم ازتو...ازت بپرسم.

شهروز که متوجه شد مي گل تحت تاثير قرار گرفته براي اينکه بيشتر از اين اذيت نشه خيلي جدي و اينبار با احساسات کمتر گفت:چه مشکلي عزيزم؟

يادم نيست آئولين از گام مدال از چه نتي شروع ميشه.!

- از نت لا .اين گام مثل گام دو ماژور بر اساس نت هاي طبيعي شکل گرفته و روي شستي هاي سفيد پيانو قابل اجراست!متوجه شدي؟

-تقريبا....

-نتونستي در بياري زنگ بزن بفرستمت پيش يکي از دوستام برات توضيح بده!

-نه...فکر کنم بتونم در بيارمش...متوجه شدم ايرادم کجا بود!

هر دو بر خلاف ميلشون خدا حافظي کردن...شهروز با خودش فکر کرد..اين منم؟؟مني که مکالمه ام با دخترها همه کوتاه بود و اگر طولاني ميشد بيشتر براي مخ زدن...حالا دلم ميخواد فقط به بهانه اي صداي مي گل و بشنوم...؟؟؟


romangram.com | @romangram_com