#می_گل(جلد_اول)_پارت_179
-از وقتي پات خوب بشه!
-من با دستم قراره پيانو بزنم...به پام چه ربطي داره!
شهروز لبخندي به مي گل زد و مثل پدري که با بچه اش حرف ميزنه بينيش و گرفت و کمي تکون داد و گفت:اينقدر خوشمزه نباش...ميخورمتااا!!!
مي گل که با اين حرف جواب نگرفته بود گفت:جدي گفتم!
-منم جدي گفتم...دختر خوب با پات بايد پدال بگيري...
-آهاااا...خب نميدونستم!!!
-خب؟؟؟ديگه؟؟
-ديگه چي؟
-سوال؟
-حالا ميپرسم!..ميترسم يه چيزي بگم نحسي سيزده دامن گيرمون بشه!
-من يه سوال بپرسم؟
-بپرسيد!
romangram.com | @romangram_com