#می_گل(جلد_اول)_پارت_178

-چون هيچ کودوم از اينها نيستم!

-جدي فکر ميکني نيستي؟

-نه نيستم...تو تعريفت از اين صفات چيه؟

-همين کارايي که تو ميکني...

-اما من تعريفم فرق ميکنه..من تعريف خودم و ميگم بعد قضاوت کن!

من عياش نيستم...ادم عياش روز و شب و وقت و بي وقت پي خوشگذرونيشه...اگر اهل مشروب باشه هميشه مسته اگر معتاد باشه هميشه نئشه است..قمار باز باشه هميشه پاي ميز...خلاصه کار نميکنه....اما من نه...من تفريحم خلاصه شدس به شبهاي جمعه.....همين...هميشه مست نيستم...حتي تو مهمونيها هم به اندازه ميخورم

خوش گذرون هستم...يعني سعي ميکنم تو همه شرايطي خوش بگذرونم..دوست دارم از لحظات زندگيم لذت ببرم!اما زندگي و کارم و فداي عشق و حال و خوش گذروني نميکنم!خانوم باز نيستم..ادم خانوم باز چشمش دنبال هر زني ميره....براش مهم نيست طرفش چيکاره است شوهر داره؟نداره؟ در آن واحد با چند نفر ميپره و..... اما من نه من يکي و دارم تا مدتها باهاش هستم تا وقتي هم که باهاشم به کس ديگه فکرم نميکنم!بي مسئوليتم...(مکث کر)د....هستم....نبايد تنهات ميذاشتم!ا

-نه!!!نه!!!من اصلا منظورم خودم نبودم...کلي گفتم.

-اما من خودم ....بي خيال...چرا غذا رو نمياره!

عزم رفتن کرد که گارسون از در رستوران بيرون اومد

-خب...اورد!!!

شروع کردن به خوردن..

مي گل:از کي شروع ميکنيم به پيانو زدن؟

romangram.com | @romangram_com