#ملیسا_پارت_226
"خدایا این صدا ... این صدای کارولینه!"
با دستای لرزون دستگیره در رو تو دستام گرفتم. عرق سرد کل بدنم رو پوشونده بود. احساس لرز می کردم، اما انگار از سرم بخار بلند می شد. این جا، تو خونه ی من، تو اتاق خوابم، کنار همسرم ... . با چونه ی لرزون و چشمای اشکی دستگیره رو پایین کشیدم و در رو به سرعت باز کردم. سر هر دوشون به سمت در برگشت. هر دو بی لباس، روی تخت نفس نفس می زدن و عرق کرده بودن. چشمای اشکیم رو تو نگاه آرشام دوختم. آرشام انگار تازه به خودش اومد، سریع از روی کارولین بلند شد و کارولین ملحفه رو روی خودش کشید. به سرعت به سمت در دویدم، باید از این خراب شده می رفتم. سویچ رو از جا کلیدی برداشتم و به سمت ماشین دویدم. آرشام فقط صدام می زد. دیدمش که شلوارش رو پوشیده بود و داشت تی شرتش رو تنش می کرد، اما من فقط با سرعت روندم. اون کثافت از نبودنم سوء استفاده کرد. من حتی یک بار هم بهش خ*ی*ا*ن*ت نکردم. حتی عشقم، متین رو فراموش کردم چون احساس می کردم با فکر کردن به اون به شوهرم خ*ی*ا*ن*ت می کنم و عذاب می کشیدم.
"آخ متین، چقدر تو خوب و پاک بودی! حتی یه بار دستت بهم نخورد. هر روز بیشتر قدرت رو می دونم."
نمی دونم چقدر رانندگی کردم، اما وقتی چشمم به تابلوهای جاده افتاد فقط اسم اسلو برام آشنا بود. فعلا چاره ای نداشتم، هر جایی غیر از خونه رو ترجیح می دادم. من حتی گوشیم هم بر نداشته بودم. کیفم رو کلا جا گذاشته بودم و بدون یه کرون پول تو جاده می روندم. در داشبورد رو باز کردم و با دیدن یه دسته اسکناس نفس راحتی کشیدم. حالا تو شهر اسلو تنها کسی که داشتم فرشاد بود.
پیدا کردن فرشاد فقط از طریق هاله امکان پذیر بود. شماره همراهش رو حفظ بودم. با یه تلفن عمومی بهش زنگ زدم. ساعت نه بود و احتمالا دیگه بیدار شده بود.
- ?Hello
- الو هاله؟
- ملیسا؟ تو کجایی دختر؟
پس آرشام سراغ هاله رفته.
- آرشام اون جاست؟
- نه، ولی بنده خدا دیشب تا حالا در به در دنبالت می گرده.
- ولش کن کثافت رو، نباید بفهمه من بهت زنگ زدم.
- ملیسا چی شده؟
اشکام دوباره راه افتاد.
- ملیسا؟ دیوونه گریه می کنی؟
- هاله دوست ندارم اون چیزی که دیشب دیدم رو دوباره بازگو کنم، فقط این رو بدون که ازش متنفرم.
هاله که انگار تا ته قضیه رو رفته بود، گفت:
- باشه عزیزم. الان کجایی؟
- اسلوئم، آدرس فرشاد رو می خوام.
- اسلو؟ دیوونه تا اون جا رانندگی کردی؟
- پ نه پ، با الاغ اومدم. آدرس رو می گی یا نه؟
- خب من آدرس محل کارش رو بلدم.
- این طوری بهتره، احتمالا الان سر کاره.
- اصلا شماره ی همراهش رو می دم بهت. یادداشت کن.
- فقط به آرشام نگی کجا هستم.
- من نگم، فرشاد میگه.
@romangram_com