#مدال_خورشید_پارت_195
و رامین توانست فقط دعا کند که شادان در ملاقات با آقا و خانم شایسته، خیلی اذیت نشود.
ـ خب... پس مردم گریزی داری.
ـ میشه گفت.
ـ خیلی اذیت میشی؟ منظورم... توی مدرسه و جاهاییه که آدما مدام باهات حرف می زنن.
ـ راستش دیگه عادت کردم.
ـ پس چطوری ده سال پریا بهترین دوستت بوده؟ اون که از هر دختر دیگه ای پرحرف تره!
لیلی چشمانش را در حدقه چرخاند و به خواهر بزرگتر بهترین دوستش نگاهی عاقل اندر سفیه انداخت. بعد دوباره سرش را برگرداند و جواب داد:« پریا فرق داره. اخلاق خوبش تمام پرحرفیاشو می پوشونه. بعلاوه، اون قدر مهربون و دوست داشتنی هست که نمی تونی از دستش ناراحت بشی و بهش بگی حرف نزنه. »
شادان خنده ای شیطنت بار کرد و با زیرکی گفت:« پس رابط بی احساس ما هم کسیو داره که واسش دوست داشتنی باشه! »
لیلی رنگ به رنگ شد و رویش را برگرداند.
ـ خب معلومه! هر گوسفندی حداقل یه دونه بهترین دوست داره!
romangram.com | @romangram_com