#مرد_یخی_پارت_203
گذاشته بود و آروم قدم برمیداشت
" مجازات میشم به جرم جدایی کجایی که بغضمداره سنگ میشه الان چند وقته چشاتو ندیدم عزیزم نمی گی دلم تنگ میشه
جهان خیس میشه تو چشمای خشکم دلم تنگ میشه واسه خنده هامون یه جوری بهت دل سپردم که گاهی دلم تنگ میشه واسه هردوتامون هوا حال میده واسه گریه کردن شب و خیابابون و غرق سکوته چقد با شکوهه همین گریه وقتی تصور کنی خدا روبروته هوا حال میده واسه بی قراری که یک لحظه بغضت رو تنها نزاری که آروم بشینی یه گوشه بباری که یادت بیاری اونو نداری بهم ریختم مثه دریا زمانی که موج و به کام خودش زهر کرده بهم ریختم مثه آتشفشانی که با هرچی غیر خودش قهر کرده میگن عاشقا بارون و دوست دارن ولی من یه چیزی رو هیچ وقت نگفتم چه بارون بباره چه بارون نباره با هر اتفاقی بیادت می افتم هوا حال میده واسه گریه کردن
شب و خیابابون و غرق سکوته چقد با شکوهه همین گریه وقتی تصور کنی خدا روبروته هوا حال میده واسه بی قراری که یک لحظه بغضت رو تنها نزاری که آروم بشینی یه گوشه بباری که یادت بیاری اونو نداری پویا بیاتی"
تلفن قطع شدو دوباره شروع به زنگ خوردن کرد..آرشام وقتی دید ارمیا قصد جواب دادن نداره، خودش گوشی رو برداشت و دکمه اتصال رو لمس کرد
-الو ارمیا
رنگ اش کمی پرید ...صدای شراره بود ...سریع از ارمیا فاصله گرفت
-چی کار داری ؟ چرا زنگ زدی!
-آقا آرشام شمایی؟ شانس آوردم شما جواب دادی... خواهش می کنم قطع نکن به حرف هام گوش بده
-بگو می شنوم ...فقط سریع باش
romangram.com | @romangram_com