#مرد_نفرین_شده_پارت_156
حتما خواب بود اره همون کابوسه....
همش کابوسه....
مثل روانیا چشمهامو بستم و به صورت خودم سیلی زدم.....
میخواستم خودم رو از این خواب بیداار کنم.....
پارت صدو 6:
چشمهام و که باز کردم اون هنوز هم اونجا بود.....
خدای من توهمه همش اره توهم....
انگار که ذهنم رو خوند....
نه توهم نیست تو بیداری شروین... بیداری و قرار تقاص پس بدی...
مثل سوگندددد.
میخواستم اعتراف کنم دیگه برام مهم نبود میدونستم سوگند رو کشته.... تو خواب میخواستم اعتراف کنم تا راحت شم از این عذاب وجدان....
هیستریک فریاد کشیدم گفتم:اون عوضی نخواست که با من باشه میفهمی سوگندت رو به زور تو بغلم گرفتم....
ههههه التماسم میکرد... التماس میکرد که به یه زن شوهر دار کاری نداشته باشم... اما من نمیشنیدم فقط باید اون و مال خودم میکردم....
تو همیشه خر شانسی بودی بهترینا همیشه مال تو بود....
میدونی از اولین دفعه ای که دیدمش عاشقش شدم....
ولی اون عاشق تو بود دست ر.د به سینم زد... ولی از مرگش اصلا ناراحت نیستم من از تو صد پله بالاتر بودم اما اون تو رو انتخاب کرد....
محکم به سینم کوبیدم و گفتم:اره.من.بهش تجاوز کردم خوب کردم......
****** ****** ******* ****** *
امیر:
حرفاش رو نمیتونستم هضم کنم... چی گفت....؟؟؟
با حالی خراب زانو زدم....
من.چیکار کرده بودم؟؟؟
من عوضی چه گوهی خورده بودم..گل پاکم رو کشته بودم؟؟؟
بخاطر یه سوتفاهم؟؟؟؟
خدایاااا لعنت به من..... لعنت و نفرین به من......
romangram.com | @romangram_com