#مرد_نفرین_شده_پارت_135
دوست داشتم حداقل تو جهنم عذاب بکشم اره دوست داشتم الان جهنم باشم تا اینکه بعداز مردن من و هادی سرگردون بمونیم و عذاب و بی ابرویی خانوادمون و تحمل کنیم.....
من تصادف نکردم که بریم نه....
من و اون توی حموم مردیم... گاز گرفتمون و نمیدونم چرا صورتمون به این وحشنتاکی شد....
حتما خدا این کار رو با ما کرد....
اره این کار رو کرد که با دیدن چهرمون تا اخرش عذاب بکشیم....
ولی بخدا که.من پشیمون بخدا هورام من پشیمونم.....
با گریه اومد و سمتم و دستم و گرفت.....
منم نا خودآگاه گریم گرفته بود.....
با ب*و*س*ه ای که روی دستم نشوند از جام پریدم و دستم رو به شدت از دستش بیرون کشیدم.....
_:چیکار میکنی هدی ؟؟؟
هدی:خواهش میکنم تو هورام تو پاکی تو معصومی برام دعا کن از خدا بخواه من و از این برزخی که توش هستم نجات بده......
التماست میکنم.... هوراممم...
به پات میوفتم.....
دوباره دستم رو گرفت و خواست ببوسه که نذاشتم و بغلش کردم.....
گریم واقعا دست خودم نبود....
تو گوشش زمزمه کردم:از خدا بخواه که ببخشتت بخاطر گ*ن*ا*ه کبیره ای کردی طلب مغفرت کن ازش اون قدر مهربونه که میبخشتت من ایمان دارم بهش که میبخشه....
تو پشیمونی از ته دل اون میبخشه خودت ازش بخواه....
بریده بریده گفت:نه نمیبخشه میدونم من همیشه باید عذاب بکشم تا اخر دنیا تا قیامت من باید زجر بکشم....
ولی پشیمونم به تمام مقدسات عالم قسم که من پشیمونم....
کاش زمان به عقب برمی گشت کاش راهی واسه جبران بود....
کاش.میتونستم پل هایی که دپشت سرم خراب کردم و دوباره بسازم....
کاش....
ولی نمیشه دیگه نمیشه....
من اون قدر گناهکارم که میدونم اگه از خدا بخوام به من ارامش نمیده....
romangram.com | @romangram_com