#مرد_نفرین_شده_پارت_107


انگار که پشت ماشین نشسته بود...

متعجب زده به عقب برگشتم....

ولی کسی اونجا نبود...

ابروهام از تعجب زیاد بالا پرید..

توهمی هم.شد م خدا به خیر کنه....

سری تکون دادم و دستم رو به طرف دستگاه پخش ماشین بردم....

یه ذره اهنگ گوش دادن که به جایی بر نمیخورد اون هم بعد از هفتم دوستام میخورد؟؟؟

خودم و به خنده میزنم خودم و

به گریه میزنم میخوام فراموشت

کنم اما نمیشه. میخوام که از تو

رد بشم میخوام که با تو بد بشم

اما دلم راضی نشد بی تو نمیشه

عکست همیشه رو به روم

زل میزنم به رو به روم

حس میکنم کنارمی اما چه

فایده .

دلم رو به دریا میزنم بیام بگم

دوست دارم تا میرسم به رو به

روت با زهم نمیشه

خودم و به خنده میزنم خودم و

به گریه میزنم

میخوام فراموشت کنم اما نمیشه....

پارت هفتاد و یکم:

با دستم روی فرمون ضرب گرفته بودم...


romangram.com | @romangram_com