#مرد_مجهول_پارت_119
حالا هر چه رویا تماس می گرفت او پاسخی نمی داد. مجبور بود تا پایان وقت اداری صبر کند. در تمام دنیا یک دوست داشت که از صدقه سری مرد مجهول، او را هم داشت از دست می داد.
***
تا پایان وقت اداری صبر کرد و بعد به سرعت به سمت کتابخانه به راه افتاد. سمانه را دید که مشغول صحبت با دختری است. صبر کرد تا صحبت او تمام شود؛ سپس جلو رفت و سلام کرد. سمانه گویی اصلاً نه او را دیده است و نه صدایش را شنیده است. رویا دو دستش را روی میز او قرار داد، به سمتش خم شد و گفت:« سلام عرض کردیم خانم خانما.» سپس حالت مظلومی به خود گرفت و گفت:« سمانه جـون، عزیـز دلم، با من قهر نکن دیگه. از دار دنیا فقط یه دوست دارم اون هم سمانه ی عزیزمه. اگه اون هم با من قهر باشه، پس من دیگه با کی دوست باشم. هان؟»
سمانه چشم غره ای به او رفت و با حرص گفت:« من اگه تنها دوست تو بودم که تو با من این رفتارو نداشتی. معلوم نیست این مدت کجا غیبت زده که اصلاً نمی گی سمانه مرده است یا زنده. از اون موقعی که رفتی توی اون شرکت کار کنی، اصلاٌ انگار از اول دوستی به اسم سمانه نداشتی. برو بیخود سعی نکن دل من رو به دست بیاری که دلم ازت خونه.»
رویا حق را به او می داد. کنارش روی یک صندلی نشست و آرام گفت:« سمانه، می دونم ازم دلخوری و هرچی هم که بگم نمی تونه کارم رو توجیه کنه. منتهی باور کن درگیر بودم. خیلی چیزها رو نمی تونم بگم؛ چون ممکنه هم جون تو رو به خطر بندازم هم جون خودم رو. باورکن سمانه تو بهترین دوست من بودی و هستی. من هیچ وقت فراموشت نکردم و نمی کنم. مطمئنم اگه تو هم جای من بودی همین حالت رو داشتی و بهم حق می دادی.»
سمانه که انگار قهر یادش رفته بود، گفت:« چی داری می گی تو؟ چی رو نمی تونی بگی که ممکنه جون من و خودت به خطر بیفته؟ تو چیکار داری می کنی رویا؟»
رویا پوزخندی زد و گفت:« من؟ من هیچی. مجبورم کردن. خواهش می کنم سمانه نپرس کی و چی. خواهش می کنم به مامان و بابام هم چیزی نگو. باشه؟»
سمانه که اشک در چشم هایش جمع شده بود، گفت:« چیکار داری می کنی رویا؟»
رویا مهربانانه او را در آ*غ*و*ش کشید و گفت:« چرا گریه می کنی دیوونه؟ من که کار بدی انجام نمی دم. منتهی نباید به کسی چیزی بگم؛ اون هم نه به خاطر خودم، به خاطر خودت. گریه نکن دیگه. باشه؟»
سمانه گفت:« من نمی دونم داری چیکار می کنی؛ ولی حواست به خودت باشه. فهمیدی؟»
رویا با همان لحن مهربانش گفت:« چشم عزیزم. خوب شد؟»
romangram.com | @romangram_com