#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_348
-هر ادمی قد خودش خواهه،میتونی ادعا کنی تو خود خواه نیستی؟
-اخه قد خودخواهی تو زیادی بلنده.
-اره ...حق با توست قد خودخواهی من بلنده، من خودخواهم به قدِ قداست مادری.
-ارین هنوز سرپرستی قانونی اش با ماست.
-میتونی شکایت کنی.
-خانم قاسمی.
ساغر سربلند میکند وبه مردی که روبه رویشان ایستاده خیره میشود،لباس نیروی انتظامی تن مرد باعث میشود تنش بلرزد.
-شما قصد خروج از شهر و داشتید؟
ساغر که کاملاً دستپاچه و غافلگیر شده با تکان سر منکر میشود.
پس اجازه بدید کیف دستیتونو بگردیم.
ساغر کیفش را بیشتر می چسبد:نه ...نه.
-یعنی چی؟چی؟اجازه بدید ما کارمون و انجام بدیم،
پلیس زنی کیف ساغر را درست میگیرد و شروع به بازرسی محتویاتش میکند،شمیم مانده میان بهتی که از حضور ناگهانی این ماموران نصیبش شده.نگاه میچرخاند و بادیدن صدر که گوشه ای ایستاده و در حال تماشا کردن اتفاقات است تازه متوجه میشود این حضور ناگهانی پلیس به خاطر صدر است و اقدامی که کرده.
romangram.com | @romangram_com