#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_267
-بله.
-اینکه همسرشون به ایشون تهت زدن و متهمشون کردن به داشتن روابط نامشروع رو قطعاً نمیدونید.
پروین عادی توضیح میدهد و اما شمیم شرمش گرفته،دلش میخواست زمین دهان باز میکرد و او را در خود فرو میبرد،سرزیرمیندازد .محمدی که در تعجب نگاهش پیدا بود،نگاهش زیر میشود.
-ایا اگه ما بخوایم به عنوان شاهد توی دادگاه حاضر شید اینکارو میکنید؟
-من شرمندم که این سوال میپرسم
سرش همچنان زیر است:با چه مدرکی این حرف وزدن؟
-اونو که نمیدونیم ولی چیزی که هست این اقا داره هم از شمیم انتقام میگیره هم از برادرش.
-برادرش؟!
انگار تازه پروین یادش امده شرم هم کند:اخه اون گفته..چطور بگم..یعنی شمیم..با برادر خودش..
-جای تاسف واقعاً،منظورتون همون برادرشون که باهاشون زندگی میکنید؟
-اره.
اینبار از شمیم مستقیم سوال میپرسد:هنوزم تو اون خونه زندگی میکنید؟
شمیمشمیم بدون اینکه سر بلندکند،بله ی ارامی به زبان میاورد .
-به نظر من بهترین کاری که میتونید درحال حاضر انجام بدبد اینه که تو اون خونه نمونید.
romangram.com | @romangram_com