#من_یا_اون_پارت_239


با بهت به خودم توی آیینه نگاه کردم... وااای خدااااا... اصلا فکرشم نمیکردم انقدر خوشگل تر بشم!! فکر میکردم مثه ترنم میشم اما انگار در عین اینکه با هم مو نمیزنیم خیلی خیلی با هم فرق داریم!! همون تفاوت خیلی کم رنگ چشمامون کلی فرقه واسه خودش!!! دوباره خیره شدم به خودم توی آیینه... موهای زیتونی-خرمایی رنگم یه مدل جمع و باز خیلی قشنگ درست شده بود و یه نیم تاج خوشگل که با لباسم ست بود هم سمت چپ روی موهام خودنمایی میکرد. شونه های سفیدم لخت بودن و یه سرویس خیلی خوشگل هم روی گردنم و دستم و گوش هام خود نمایی میکردن. لباسم رو خیــــــــــــ ـــلی دوست داشتم... بالا تنه ش تنگ تنگ بود و کمرم رو باریک تر نشون میداد. از کمر به بعد یه پف خوشگل و داشت و تا پایین ادامه داشت. کفشامم که پاشنه 12 سانتی بود و سفید... ترنم اومد و با مسخره بازی گفت:

-عشقممممم...بیا عشقتتتت اومده دنبالتتتت !!!

خندیدم و گفتم:

-برو اون طرف نمک نریز...

ترنم: ولی تبسم باید اعتراف کنم با اینکه کپ منی اما از من خیلی خیلی خیلی خوشگل تر شدی بیشووو وور!!!

-این حرفو نزن... تو هم خیلی خیلی خوشگل شده بودی واسه ی عروسیت... الان هم همینطور...

ترنم: خبه دیگه برو این شاه دوماد علف زیر پاهاش سبز شد...

خندیدم و رفتم دم در... متین با یه دسته گل پر از رز های قرمز جلوی در بود... با دیدنم همینطوری موند... بعد یهو بلندم کرد و دور خودش چرخوند!!! خندیدم و گفتم:

-وااای... الان میافتم... منو بذارم زمین متــــــــین!

فیلمبرداری که اصلا متوجه حضورش نشده بودم گفت:

-عالیـــــــــــــــ ـه... خیلی خوووبی بوووود...

متین خندید و منو گذاشت زمین و گفت:

-عروســــــــــک... چه جیگ ری شدیـــــــــــــــــ ـــــــــ ـــي!!!


romangram.com | @romangram_com