#من_یا_اون_پارت_238
واسه اینم نمیدمت از دست،به این سادگی
چقد حالم خوبه،وقتی چشمام رو به
چشم تو وا میشه،دل من میکوبه
چقد حالم خوبه،تو کنارم هستی
تو همه دنیامی،تو به من دل بستی
«آهنگ حالم خوبه از شهاب رمضان»
من که هنوز تو هنگ بودم وقتی آهنگ تموم شد! یهو با صدای دست برگشتم دیدم همه وایسادن جلوی در و دارن دست میزنن...!! رامتین گفت:
-متین داداش داشتیم؟؟ من این همه تو خونه خودمو میکشدم یه ذره واسم جاز بزنی ناز میکردی حالا همینجوری داری واسه تبسم میزنی؟؟ هــــــــــی... ببین عاشقی با آدم چه کارا که نمیکنه!!
و دستشو تکیه داد به شونه ی متین... متین گفت:
-آره دیگه... در ضمن... تبسم با تو فرق داره... خیلی هم فرق داره... اینو بفهم داداش!! اوکی؟؟!!
و خودشو کشید کنار و رامتنم که کل وزنشو انداخته بود روی شونه ی متین با کنار رفتنش پخش زمین شد!! یهو زدم زیر خنده!! متین با مهربونی نگام میکرد... مامانم اشک تو چشمای قشنگش حلقه زده بود... میدونستم چرا! حتما داره با خودش میگه بابات همیشه آروز داشت این روزا رو ببینه... بعد از اینکه کلی به رامتین خندیدیم همه بلند شدن و رفتن پایین... متین اومد جلوم نشست و گفت:
-همیشه دم میخواست اولین شبی رو که کنارت خوابیدم صبحش این آهنگو برات بخونم!!
صداش تو گوشم زنگ میزد «چقد حالم خوبه وقتی چشمام رو به چشم تو وا میشه» لبخندی زدم و خم شدم و صورتشو بوسیدم و گفتم:
-ممنونم... متین خیلی دوستت دارم...
romangram.com | @romangram_com