#من_یا_اون_پارت_229


رک بگم که از جشن نامزدی چیز زیادی یادم نبود جز رقص!! منو متین توی رقص هم مثل خیلی چیزای دیگه خیلی خیلی بهم میومدیم... همونجا بود که تصمیم گرفتم یه رقص دو نفره ی عالی واسه عروسی مون برنامه ریزی کنم... وقتی مراستم تموم شد با اصرار سارا جون رفتیم نشستیم داخل سالن و شروع کردیم به صحبت کردن... متین اومد کنار من نشست و گفت:

-تبسم یه برنامه ی خیلی عــــــــــــالی دارم...

من: آخ جون... چـــــــــــــی؟؟؟

-اینکه فردا صبح زود بریم شمااااال!!! نظرت چیه؟؟

من: آخ عــــــــــــــالیـــــــ ـــه... من که خیلی موافقم دلم لک زده واسه اونجا!!

با عشق نگام کرد و گفت:

-حالا که خانم کوچولی خوشگل من موافقم برم به بقیه هم خبرشو بدم...

من: باشه فقط یه سؤال... همه با هم میریم با فقط منو تو؟؟

-تو کدومو دوست داری؟؟!!

من: به نظرم الان درست نیست دو تایی بریم...

-باهات موافقم... دقت کردی چد ما با هم تفاهم داریم؟؟!!

من: پاشو برم به بقیه هم بگوووو...

-چــــــــــــــــشم!!


romangram.com | @romangram_com