#من_یا_اون_پارت_220

آریا بدون اینکه چیزی بگه دمش رو گذاشت رو کولش و رفت توی اتاق ضبط. متین دستمو آروم فشار داد و گفت:

-دمت گرم...!! ینی عاشقتماااا ا!!!!

خندیدم و گفتم:

-خب حالا پرو نشو... به کارت برس!!

متین با خنده یه چـــــــشم کشیده گفت و مشغول کارش شد... خیلی با حوصله و جدی اشکالا رو میگفت بهش.نمیدونم چقد گذشت که متین رو به آریا گفت:

-بیا بیرون...تموم شد.

آریا اومد بیرون و به طرز خیلی جلفی شروع به خوشحالی کرد!! میپرید بالا و پایین دست میزد... جیغ میزد! حتی از یه دختر بچه ی لوس هم بد تر بود!! با اکراه ازش چشم گرفتم و به متین نگاهکردم که داشت برای آریا سر تکون میداد!! وقتی خوشحالی کردنش تموم شد متین باهاش دست داد و گفت:

-خب اینم از آلبومت... دیگه کار زیادی نداره... تبریک میگم...

آریا: مرسی...

رفتم سمت متین که دستشو دور شونه هام انداخت و گفت:

-خب دیگه... آریا تو که کارت تموم شد... من و تبسم جان میخوایم بریم جایی... کاری نداری با من؟

آریا دوباره زوم شد رو من و گفت:

-نه... برید خوش بگذره...

من: حتما همین طوره... خدانگهدار.

romangram.com | @romangram_com