#من_یا_اون_پارت_210
متین: نه خیرم... به نظر من زن باید قدش کوتاه باشه! که تو بغل مرد جا شه!! ولی یه کم باید تپل شیاا ااا... فقط گفته باشم نباید شکم بیاری... فقط یه کوچولو تپل شو!!
-چشم... امر دیگه!
لپمو بوس کرد و گفت:
-اَرضی نیست...
یه نگاه دیگه به خودم توی آیینه انداختم که یهو کپ کردم! این چه ریختی بووو ووود ؟؟؟!!! یه شلوارک سفید که عکس یه خرس کوچولوی قهوه ای روی رونش داشت و یه تاپ که عکس همون خرسه رو روی قسمت شکمش داشت... موهام خدا رو شکر خیلی داغون نبود ولی بازم نامرتب بود دیگه... با بهت گفتم:
-أأأأأ أأأأأ... قیافه ی منووو ووو!!! نترسیدی متین؟؟!!
متین: اوی... به خانوم من توهین نکناااا... به این خوشگلی... من تو رو همه جوره دوست دارم عزیزم...
بعدشم منو برگردوند طوری که پشتم بهش باشه و موهامو آروم شونه کرد و با کش بست! با خنده گفتم:
-بلدیااا!!
متین: لطف دارین شماااا... دست مزد من چی میشه؟؟
با یه حالت سؤالی نگاش کردم که یعنی بله؟؟ خندید و چشماشو بست!! پسره ی پرو... فکر کرده اون دختره و من پسر! الان یعنی من برم بوسش کنم؟؟؟ چشــــــــم... زودی پریدم و لپش رو بوس کردم و هلش دادم بیرون و گفتم:
-برو پایین منتظر باش تا من بیام...!!!
و درو بستم! صداش رو شنیدم که معترضانه گفت:
-این قبول نیــــــــــ ــست...
romangram.com | @romangram_com