#من_یا_اون_پارت_190

فردا روز اجرای کنسر بود و امروز هم از صبح تا حالا که ساعت 7 عصره یکسره داریم تمرین میکنیم... متین میگه این کنسرت خیلی خیلی بزرگ تر از اونیه که توی سالن خودمون داشتیم و اجراش کردیم... . این یه پیشرفت خیلی خوب محسوب میشد... حدود ک ساعت دیگه هم تمرین کردیم که متین گفت:

-خب بچه ها... عالی بود خسته نباشید...

رامتین: همین؟؟ گرفتی مارو؟؟ از صبح تاحالا یه بند داریم تمرین میکنیم... دست منه بدبخت شکست... گلوی نسیم قرمز شده از بس گذاشتتش روی ویالون... تبسم انگشتاش از هم باز نمیشه و کمرش راست نمیشه... خودت مچ دستات داره ضعف میره مطمئنم... آرش دستاش سر شده از بس کوبیدتشون روی این تمپو ها...این نیما و رضای بخت برگشته رنگشون بنفش شده انقدر توی این ساکسیفون و شیپور فوت کردن...شهابم که مثه خودم... میمونه این مهیار که اونم هیچیش نیست!بعد فکر کردی با یه خسته نباشید حله؟؟ باید بهمون شام بدی...!!

مهیار: یعنی چی که هیچیش نیست؟؟؟

رامتین: ای بابا خب چیکار کنم وقتی نه دستات درد گرفته نه نفست بند اومده نه کمرت خشک شده؟؟ حالا میگیم چون از اون موقع نشستی پات خواب رفته!!! خوبه؟

مهیار فقط با غیظ بهش چشم غره رفت... متین با خنده گفت:

-خیله خب بابا... شامم بهتون میدم... حق دارید ببخشید ولی واقعا برای خودتون میگم انقدر تمرین کنید... حالا هم بیاید بریم که شامو مهمونه منید.

همه با خنده گفتن: هــــــــــــوووووووررررر ررراااااااا!!!!





و مثه اردک دنبال متین که همون مامان اردکا باشه راه افتادیم!!!!! شامو توی یه رستوران شیک مهمون متین بودیم... همون رستورانی که اولین بار با ه اومدیم... وقتی رسیدم متین یه نگاه معنی دار بهم کرد و لبخند زد. اون شب واقعا به همه خوش گذشت و بعد از تشکر از متین راهی خونه شدم...

با استرس وارد شدم... همه به جز رضا و آرش حضور داشتن... با متین و ارمتین و مهیار و شهاب و رامتین و نسیم و نیما سلام و احوالپرسی کردم و نشستم کنار نسیم. هنوز کامل نشسته بودم که گفت:

-واااای تبسم من خیلی استرس دارم... تو چی؟

من: استرس برای چی؟ نه من واقعا حس خوبی دارم... اصلا هم استرس ندارم...(آره ارواح عمت!! هرکی ندونه من که نویسنده ام میدونم داری میمیری از استرس!... بروووو... برو یکی دیگه رو خر کن!... من تو رو خوب میشناسم تبسم خانم... تو ذهن خودم به وجود اومدی!!... به هر کی بتونی دروغ بگی به من یکی نمیتونی!!!! :p )

romangram.com | @romangram_com