#من_یا_اون_پارت_180
بهار: من 26 سالمه...
بهنوش: 23 سالمه...
باران: یه بار که گفتم....بیست
رامتین: کسی خونه نیست!
باران: با نمک... ببین شکلات رامتین... میخورمتاااا!!
رامتین خواست جواب بده که متین گفت:
-ای بابا...بسه دیگه... خجالت بکشید... مثله دو تا بچه 6 ساله دارن باهم کل کل میکنن...
رامتین هم یواشکی یه سنگ ریزه از زمین برداشت و پرت کرد تو سر باران! البته خیلی کوچیک بودا.... هیچ چیش نشد! باران هم بلند شد و دوید دنبال رامتین... اونم بدو بدو فرار کرد! متین سری تکون داد و گفت:
-از دست اینا... خب...نوبت کی بود؟
سهیلا: من... منم که بهت گفتم عزیزم...19 سالمه.
کامران: منم 32 سالمه...
سیاوش: بنده هم 30 سال دارم! تا سه چهار ماه دیگه هم بابا میشم!
من: وای... جدی میگید؟ تبریک میگم بهتون... بهنوش جان به شما هم تبریک میگم...
بهنوش: مرسی عزیزم... ایشالا نوبت خودت!!
romangram.com | @romangram_com