#من_یا_اون_پارت_179
باران: نه بابا... ناراحتی واس چی؟؟ من 20 سالمه.
متین: من میگم اگه موافق باشید یکی یکی سناتون رو بگید که تبسم بیشتر احساس راحتی بکنه؟؟
همه موافقت کردن و از متین شروع شد
متین: من دارم میرم توی 25 سال.
راست میگفت... یادم بود که 20 اردیبهشت تولدشه ولی براش برنامه ای نداشتم. مگه اون اصلا تولد من یادش بود؟
متین انگار فکرمو خوند. چون گفت:
-راستی تولدتم مبارک... 10 آذر بود... درسته؟
با رضایت لبخندی زدم و گفتم:
-بله. ممنون...
رامتین: به نام خدا رامتین خالقی هستم... 23 ساله از تهران!!
سینا: منم 24 سالمه...
و زل زد بهم.... نگاهای خیره ش آزارم میداد....
سامان: من 27 سالمه...
romangram.com | @romangram_com