#من_تو_عشق_پارت_194


ــ همون جوجه دکتره؟

از لقبی که استفاده کرده بود چشمام گرد شد...

ــ جوجه دکتر چیه؟ بده الان قطع میشه...

گوشی رو از دستش کشیدم و نوار سبز رو لمس کردم که صدای جیغ مهتاب توی گوشی پیچید...

ــ بالاخره این گوشیتو جواب دادی...

ــ آروم تر مهتاب... گوشام کر شد...

فرهاد از شنیدن اسم مهتاب اخماش باز شد و کنجکاو نگاهم کرد... قهقه مهتاب تو گوشم پیچید... میدونستم اینجور خندیدن مهتاب فقط مال مواقعی هست که خیلی خوشحاله... و با حرفی که زد نشون داد خوشحالیش از چیه...

ــ داریم میایم ایران...

ــ دارید میاین؟ منظورت چیه؟

ــ منو پرهام دیگه! بالاخره به حرف اومد و ازم خواستگاری کرد...

با هیجان جیغ زدم:

ــ وای مهتاب بالاخره گیرش انداختی...


romangram.com | @romangram_com