#من_به_عشق_و_جزا_محکومم_پارت_272
خندون سر تکان دادم.
- بله، خوب کردی به خودت خریدی.
- خوب کردم؟ نشونت میدمها؟
- خیلی قلدر شدیها! نه... نیا ... جلو نیا... علی ... تو خیابون؟
و درست میلیمتری لبهام زنگ موبایلم هراسون کشیدش عقب. میخندم به هولی که تو حرکاتش افتاده بود.
- بیادب .
- کیه این خرمگس معرکه؟
گوشی رو پیش چشمهاش گرفتم.
- ای خدا لعنتت کنه نیلوفر.
- بهش میگم.
- هرکی نگه؟
- هرکی بگه؟
- پنج دقیقه دیرتر زنگ میزدی فضولی میکردی.
***
romangram.com | @romangram_com