#من_به_عشق_و_جزا_محکومم_پارت_138

خورد یه شبه عاشق شدمو بردی تو عقل و دلمو»

وای وای بخون، نه بلکه فریاد بزن حرف‌های من رو اون هم تو صورت بی‌حس و بی‌تفاوت این مرد مغرور.

«رسیده دیگه لب به جونم»

به خدا که به دروغ نمی‌خوند جون به لبم رسیده بود.

«فدات بشم مهربونم»

کجای یارِ من مهربون بود؟

«برگرد بذار رو به راه شم آخه واسه‌ت کم نذاشتم»

تمام من عاشق بود.

«خالی نکن پشتم و باز یه بارم شده مثل من باش

قول میدی بمون رو حرفات الهی دلم فدای چشم‌هات»

تو وجود سرد خودم فریاد می‌زدم علی تو رو خدا فقط گوش کن، من که نتونستم بگم چمه، دردم

چیه، حداقل فقط گوش کن.

«بیا واسه‌ت تنگ شده قلبم...»

چه‌قدر خوب که پخش با صدای بلند روشن بود، علی تو که حرف‌های من رو نفهمیدی، شاید حرف این آهنگ رو خوب بفهمی، تو رو خدا گوش کن، هوروش بند چه‌قدر زیبا با ضرب و آهنگ درد و دلم رو با صدای بلند فریاد زد، کاش می‌فهمیدن من چه‌قدر ازشون ممنون بودم. هوروش بند خوندنش تموم شد؛ اما علی غرق بود در خیالش و قصد خاموش کردن پخش رو نداشت.

romangram.com | @romangram_com