#من_به_عشق_و_جزا_محکومم_پارت_109


- دلم می‌خواد. اوف. چشم‌های سیاه، خط چشم سیاه، راستش رو بگو نقشه‌ت چیه؟

- نقشه؟ کدوم نقشه؟

- می‌خوای دیوانه‌م کنی؟ من هنوز خوب نشدم‌ها!

آها پس آقا رگ شیطنتش گل کرده. همکاری باهاش چه‌طوره؟ سر به سرش بذارم؟ بله که می‌ذارم. سر به گوشش می‌رسونم، با بخار دهنم گفتم:

- کی بهتر از علی رجب‌زاده؟

- عجب. من میگم...

بوی خوش جگرِ پخته بهم هشدار داد.

- ای وای برو کنار جیگرم سوخت.

خندید و کمی فاصله گرفت.

- خدا نکنه جیگرت بسوزه. وای یلدا نگو برای منه! مُردم بس که جیگر خوردم . صبح عدسی خوردم.

اون گله می‌کرد و من سعی داشتم اون تکه جگر داغ رو از سیخ بکشم تا پختش رو تایید کنم.

داغ بود و من سعی داشتم با احتیاط کارم رو بکنم و جواب علی رو هم باید می‌دادم. کمی از جگر رو گوشه‌ی دندونم گیر دادم تا داغیش اذیتم نکنه و برگشتم سمت نگاه شاکیش.

- من هم مُردم بس که گفتم برات خوبه، خون سازه باید...


romangram.com | @romangram_com