#من_به_برلین_نمیروم_پارت_69
موهایم را از حرص کشیدم و گفتم:
- اونوقت به تو یاد ندادن مومن باید مهربون باشه؟
کلهاش را خاراند و گفت:
- آره جیگر.. راست میگی. خب عیب نداره... ولی دخترم، خانمم، شما نماز نخونی خدا هم نمیذاره امتحانت رو خوب بدی اونوقت شکوفه میکنی تو امتحانت ها.
هلش دادم و نیمخیز شدم و نشستم:
- اونوقت تویی که جدیداً نماز میخونی، همهی نمرههات بیسته؟
کیاوش: چه ربطی داره؟ من تلاش نمیکنم؛ ولی شما عزیزم نخبهی مملکتی داستانت با من فرق داره. اصلا ضرب المثله؛ میگه از تو حرکت از خدا برکت؛ تو حرکت رو داری، نمیخوای برکت رو هم داشته باشی؟
پوزخند زدم و با تمسخر گفتم:
- آها پس اونایی که رتبه برتر کنکور میشن بهخاطر خرخونی و استعدادشون نیس، واسه خاطر نماز اول وقت خوندنشونه!
دستهایش را روی سینهاش چلیپا کرد:
- ببین خر نفهم! چرا مقاومت میکنی و جفتک میپرونی؟ سران قریش هم اینقدر با پیامبر کلکل نمیکردن که تو با من کلکل میکنی!
پوکرفیس نگاهش کردم:
- نه تو پیامبری نه من اهل سران قریش!
دستهایش را به حالت دعا گرفت و گفت:
romangram.com | @romangram_com