#من_به_برلین_نمیروم_پارت_102


پاسخ می‌دهم:

- فکر نمی‌کنم لازم باشه بگم، لازمه؟

اصلا از رو نمی‌رود:

- به هر حال ما دیگه یه جورایی همکاریم!

حیف که پسر رئیس هتل است و من شدیداً به این کار محتاجم؛ کاری که هم پرستیژم را حفظ می‌کند، هم حقوق به نسبت خوبی دارد:

- الیسیما.

زمزمه می‌کند:

- الیسیما...

و بعد نگاهم می‌کند و می‌گوید:

- یعنی چی اون‌وقت؟ اسم عجیبیه!

نمی‌دانم چرا کلافگی را از لحن حرف‌زدنم نمی‌فهمد! شاید هم می‌فهمد و به روی خودش نمی‌آورد:

- نمی‌دونم..اسمیه که بابام انتخاب کرده.

خیلی دلش می‌خواهد این بحث را ادامه دهد؛ پسرهای امروزی‌اند دیگر! از هر فرصتی برای ل*ا*س‌زدن استفاده می‌کنند:


romangram.com | @romangram_com