#مامورین_پر_دردسر_پارت_308

:راجب دختر مورد علاقت حرف میزنی؟

-اره

:اسمش چی بود؟

با لبخند گفت:اریانا

اریانا چه اسم قشنگی سرم تیر کشید دستمو به سرم گرفتم و دوباره پرسیدم:چجوری کشتنش ؟کی کشتش؟

با خشم گفت:پرتش کردن پایین از یه بلندی ...درست جلوی چشمام زندگیمو ازم گرفتن زندگیشو بخ اتیش میکشم .....اسمش مراد بود اسم اون لعنتی مراد بود .

هر حرفی که میزد تو سرم میپیچید نمیدونم چرا ولی سرم به شدت تیر میکشید و گیج میرفت:چند سالش بود؟

-چهار سال و شیش ماه

با تعجب بهش نگاه کردم مطمئنا عاشق یه دختر بچت چهار ساله که نشده بود دوباره پرسیدم:هان؟چحوری اخه؟


romangram.com | @romangram_com