#مامورین_پر_دردسر_پارت_295


بودم پووووف خدایا امشب و بخیر بگذرون

اشکان)

با صدای شایلین بهش نگاه کردم:کبود کردی کمرشو بابا یکم شل تر بگیر

و اشاره ای به دستم کرد که دور کمر ستاره محکم پیچیده شده بود
یکم از فشار دستم کم کردم ولی ول نکردم ..وایساده بودیم و داشتیم به سخنرانی مضخرف سک وش میکردیم که دیدم ستاره با چشمای گرد شده داره به جایی نگاه میکنه مسیر نگاهشو دنبال کردم ولی چیزی ندیدم بی تفاوت شونه ای بالا انداختم و به ادامه حرفای سم گوش دادم که صدای ستاره از کنار گوشم بلند شد:من یه دو دقیقه میرم دستامو بشورم وبیام
سرمو تکون دادم و به رفتنش نگاه کردم ولی اصلا حواسم نبود که راه دستشویی از سمت دیگه ای بود...

ستاره)
به اشکان گفتم که میرم دستامو بشورم ولی به سمتی رفتم که سایه علی و دیده بودم درو باز کردم و از پله ها رفتم پایین
یه جایی بود شبیه پارکینگ که چند تا ماشین قدیمی و دوتا موتور توش پارک بود یه پرده گوشه پارکینگ بود اونو زدم کنار ....چند تا از این ماکت هایی بود که برای پرو لباس ازش استفاده میکردن یکم جلوتر رفتم که سر یه ادم از پشت ماکت ها اومد بالا به قیافس دید نداشتم چون کلاه لباسشو رو سرش کشیده بود یکم نزدیک تر رفتمو گفتم:تو کی هستی؟؟

چیزی نگفت یکم صدامو بردم بالا تر و دوباره جملمو تکرار کردم که گفت:یه اشنای غریبه

با تعجب بهش نگاه کردم که سرشو اورد بالا و کلاهشو عقب داد

romangram.com | @romangram_com