#مامورین_پر_دردسر_پارت_293

اینجور که از حرفاشون فهمیدم قرار بود اخر هفته اینده اولین کنسرتم و بذارم ....دیگه چیزی به اخر عملیات نمونده بود

ارام
با حرص خودمو رو تخت پرت کردم اخه من نمیفهمم این همه اهنگ دقیقا باید اهنگی و بخوادکه من ازش متنفرم؟؟؟؟؟
اهنگ قشنگی بود ولی معنی رو مخی داشت ....اگه جوون بمیرم.
کلافه پتو رو روی سرم کشیدم و به سختی خوابم برد نصفه شب با شنیدن سر و صدای اطرافم از خواب بیدار شدم دستمو از زیر به تفنگم رسوندم و دستم گرفتمش و سریع از جام بلند شدم و تفنگ و نشونه رفتم سمت شخص مقابلم
با دیدن علی اونم تو اتاق خودم متعجب بهش خیره شدم و و با اخم کمرنگی گفتم:میشه بگی دقیقا اینجا چه غلظی میکنی نصفه شبی؟
-اسلحرو بیار پایین اومدم یه پیامی رو برسونم

اسلحرو رو تخت گذاشتم:بگو

-رییس میخواد وارد عمل بشه

:راجب چی؟

-ستاره

قلبم یه ان از کار ایستاد با ترسی که سعی میکردم مخفیش کنم گفتم:میخواد چیکار کنه

romangram.com | @romangram_com