#مامورین_پر_دردسر_پارت_285
به مبل تکیه دادم و گفتم:مهربونه ولی در عین حال جدیه خیلی زودجوشه ولی اگه از کسی بدش بیاد به هیچ عنوان باهاش مثل قبل نمیشه تو کارش مصممه
کمی فکر کرد و گفت:پس اخلاقش خیلی شبیه به توعه
با تعجب بهش نگاه کردم که لبخند زد و گفت :توهم همینجوری ....مهربونی ولی نه برای هرکسی احساساتی هستی ولی اینو پشت نقاب خونسرد و بی تفاوتت مخفی کردی جوری که انگار میخوای داشتنش و انکار کنی ،تو کارت خیلی جدی به طوری که کل مامورای سازمان یه جور خاصی باهات رفتار میکنن و بهت احترام میذارن حتی برای رییس ها هم شخصیتت خیلی ارزشمنده،اگه با کسی چپ بیوفتی کارش تمومه و اینو میشه از برخوردت با سیاوش و کیارش فهمید....پس شبیه همین
تو دلم یجوری شد اینکه انقدر رو شخصیتم تسلط داشت و انقدر خوب تفسیرش کرده بود حس خوبی بهم میداد سعی کردم لبخندم رو بخورم و گفتم:ولی یه تفاوت خیلی واضح تو رفتار من و ارام هست
ابروشو بالا انداخت و با سوال بهم خیره شد موهامو پشت گوشم زدم و گفتم:اون خیلی تو کنترل احساساتش از من بهتره
حرفمو قطع کردو کمی به جلو خم شد و ارنج هاشو رو پاهاش قرار داد و گفت:منظورت از کنترل احساسات خنده و گریه است؟
سرمو تکون دادم که ادامه داد:درسته که ارامو ندیدم ولی خب تورو تو این مدت خوب شناختم ....راجب تو همینه که از بقیه متفاوت تر و خاصت میکنه .....تو فرق داری ..با بقیه دخترای اطرافت ....با بقیه مامورای زن اطرافت و حتی با دوستات و خانوادت ...تموم موفقیت هات وحسابی که از اطراف روت باز میکنن بخاطر همین فرق تو وجودته ...کسی که بتونه خنده و گریه اشو به راحتی کنترل کنه یعنی شخصیت خودساخته و قوی داره
خیره شدم تو چشماش و گفتم :ولی اینطور نیست ...به این حالت میگن بی احساس بودن
romangram.com | @romangram_com