#مامورین_پر_دردسر_پارت_284
با کمی تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:برای چی میخوای بدونی؟
تو چشمام خیره شد :خب...من چند سال پیش ارامو دیده بودم البته با تو ولی خب چیز زیادی ازش یادم نیست جز چشمای سبز جنگلیش
لبخند کمرنگی از تصویر ارام در چهرم روی ل*ب*م جا خوش کرد و در همون حال گفتم:خب چی میخوای راجبش بدونی؟
کمی تو جاش جا به جا شد و گفت:برای شروع از اخلاقش بگو ؟
به مبل تکیه دادم و گفتم:مهربونه ولی در عین حال جدیه خیلی زودجوشه ولی اگه از کسی بدش بیاد به هیچ عنوان باهاش مثل قبل نمیشه تو کارش مصممه
کمی تو چشمام خیره شد :خب...من چند سال پیش ارامو دیده بودم البته با تو ولی خب چیز زیادی ازش یادم نیست جز چشمای سبز جنگلیش
لبخند کمرنگی از تصویر ارام در چهرم روی ل*ب*م جا خوش کرد و در همون حال گفتم:خب چی میخوای راجبش بدونی؟
کمی تو جاش جا به جا شد و گفت:برای شروع از اخلاقش بگو ؟
romangram.com | @romangram_com